محمد مهريار
165
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
است كه كلمهء « اند » معنى دارد . به واژههاى ديگر در اسامى امكنهء مختلف در اطراف كشور نگاه كنيد اندقان ( بجنورد ) ، انديكان ( بروجرد ) ، انديمشك ، انديمن ( سنندج ) و اين در حالى است كه ما همهء واژههايى كه با « اند » در اسامى ديهها و امكنه وجود دارند برنمىشماريم . « 1 » با مختصر دقتى توجه پيدا مىكنيم كه « اند » و « اندو » نام قبيله و يا طايفهاى آريايى است كه بر اين ناحيت نهاده شده و در همهء امثلهاى كه ذكر كرديم آنچه پس از جزء اول ( اند ) وجود دارد پسوند است و علامت نسبت و كثرت . در كلمهء اندشك به خاطر بياوريم « اسك » و « اشك » به معنى شاخه و چوب هم هست و هماكنون در اصفهان بوته و درختچهء تيغدارى را به همين نام مىخوانند و اصلا كلمهء « اسكدار » كه در تاريخ بيهقى ذكر شده و مىگويد « اسكدار فلان ناحيت رسيد مهر شده . . . » ظاهرا « اسك » محفظهء چوبى بوده است كه نامهها را در آن مىگذاشتهاند اما جزء دوم « لان » را اگر به خط پهلوى بنويسيم ، نظر به اينكه دو حرف « ل » و « ر » در خط پهلوى يك صورت واحد دارد ، « ران » هم خوانده مىشود و اگر كلمهء اندلان را به خط پهلوى بنويسيم ، « اندران » هم تلفظ مىشود و از اينجا نتيجه مىگيريم كه اين « راء » حرف وقايهاى است كه براى سهولت تلفظ آوردهاند و در اين مورد نام اندلان همان « اند + ر + ان » است يعنى ناحيت « اندها » . در مورد امكنهاى مثل انديكان ، انديجان ، انديمن و اندسك دريافت معنى اين واژهها آسانتر است و آشكار است كه پسوند « من » و « گان » معادل همان پسوند رايج زبان فعلى فارسى است به معناى محل و نسبت و كثرت كه در بالا اشاره رفت و اينك نيز تكرار مىكنيم كه اندلان به همين صورت در نواحى ديگر هم وجود دارد ، از جمله اندلان در خراسان كه به فاصلهء دو روز راه است در غرب نيشابور . اندوان - اندآن انديجان Andij n ديهى است بسيار كوچك و با نامى بسيار بزرگ و دلاويز كه اگر درست تلفظ كنيم بايد بگوييم « انديگان » . اين ديه داراى فقط يك خانوار و جمعيتى مركب از يك مرد بىهيچ زن مىباشد و اين خود نهايت شگفتى است كه در چنين جايى چگونه خانوارى بىزن تشكيل
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 72 و لغتنامه ذيل همين واژه .